تبليغاتX
بی کرانه
نشود فاش كسي آنچه ميان من و تو ست
تا اشارات نظر نامه‌رسان من و توست
 
گوش كن با لب خاموش سخن مي‌گويم
پاسخم گو به نگاهي كه زبان من و توست
 
روزگاري شد و كس مرد ره عشق نديد
حاليا چشم جهاني نگران من و توست
 
گر چه در خلوت راز دل ما كس نرسيد
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست
 
گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ار نه
اي بسا باغ و بهاران كه خزان من و توست
 
اين همه قصه فردوس و تمناي بهشت
گفت و گوئي و خيالي ز جهان من و توست
 
نقش ما گو ننگارند به ديباچه عقل
هر كجا نامه عشق است نشان من و توست
 
سايه ز آتشكده ماست فروغ مه و مهر
وه ازين آتش روشن كه به جان من و توست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 17:40 توسط golo tagarg |