تبليغاتX
بی کرانه
لحظه ها می آیند...سال ها میگذرند

 و تو در قرن خودت میخوابی

هیچ پروازی نیست ما را برساند به قطار   

دو هزار و به قرن دگران !

مگر انگیزه و عشق...مگر اندیشه و علم

مگر آئینه و صلح و تقلا و تلاش

بخت از آن کسی است که مناجات کند با کارش

و در اندیشه ی یک مساله خوابش ببرد

و کتابش را بگذارد زیر زیر سرش

وببیند در خواب حل یک مساله را

باز با شادی درگیری یک مساله بیدار شود . . .

یا حق !

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 23:15 توسط golo tagarg |