در انتهای زندگی ما با تعداد دیپلم هایی که گرفته ایم...پولی که بدست آورده ایم یا تعداد کارهای خوبی که انجام داده ایم قضاوت نخواهیم شد ما با :
من گرسنه بودم و تو به من غذا دادی...من عریان بودم و تو مرا پوشاندی...من بی خانمان بودم و تو مرا به خانه ات راه دادی . . .
قضاوت خواهیم شد.گرسنه نه فقط برای نان...بلکه گرسنه ی عشق ! عریان نه فقط برای لباس...بکه عریان برای وقار و حرمت انسانی ! بی خانمان نه فقط برای خواستن خانه ی آجری...بلکه بی خانمان به خاطر مطرود شدن !
at the end of the life we will not be judjed by how many diplomas we have received ...how much money we have made...how many great things we have done.we will be judjed by "I was hungry and u gave me sth to eat...I was nakesd and u clothed me...I was homeless and u took me in"
hungry not only for bread but hungry for love ! naked not only for clothing but naked of human diginity and respect ! homeless not only for want of a home of bricks but homless because of rejection !
نوشته ی مادر ترازا(مادر روحانی)
از کتاب نیایش با لبخند . .
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست.